171 - زنده شدن پسر نوح



روزى حواريون (اصحاب خاص حضرت عيسى (عليه السلام ) به عيسى (عليه السلام )عرض كردند) مردى از كسانى كه شاهد كشتى نوح (عليه السلام ) (هنگام طوفان نوح )بود را زنده كن تا جريان كشتى را براى ما بازگو كند.
حضرت عيسى (عليه السلام ) به آنها فرمود: با من بيائيد، آنها همراه حضرت عيسى (عليه السلام ) براه افتادند تا رسيدند به تپه خاكى ، آن حضرت مقدارى خاك از آن برداشت و فرمود: آيا مى دانيد اين خاك چيست ؟
آنها عرض كردند: خدا و رسولش بهتر مى داند
فرمود: اين خاك استخوان برآمده پاهاى حام پسر نوح (عليه السلام ) است ، حضرت عيسى با عصاى خود به آن خاك جمع شده زمين زد، فرمود: برخيز باذن خدا
ناگهان شخصى برخاست و خاك را از سر و صورتش پاك مى كرد، در حالى كه پير بنظر مى رسيد.
عيسى (عليه السلام ) به او فرمود: اينگونه به هلاكت رسيدى ؟ (و جوانيت مبدل به پيرى شده ) او عرض كرد: من جوان مردم ، ولى اكنون كه زنده شدم گمان كردم ، قيامت برپا شده ، از اين رو پير شدم (و موى سر و صورتم سفيد گشت )، عيسى فرمود: ما را از كشتى نوح (عليه السلام ) خبر بده ، او عرض ‍ كرد: طول آن ششصد متر و داراى سه طبقه بود، در يك طبقه آن حيوانات و در يك طبقه آن پرندگان و در يك طبقه آن انسانهاى (با ايمان ) قرار داشتند...آنگاه گواهى به صدق نبوت عيسى (عليه السلام ) داد و به حواريون سفارش كرد كه از او پيروى كنيد. (231)